اما موکول کردن حضور بازیگران ایرانی در فیلمهای خارجی به کسب مجوز وزارت ارشاد، حتی اگر قانونی میبود، غیرعملی و تعلیق به محال است.
وزارت ارشاد برای صدور مجوز به خواندن فیلمنامه و دیدن فیلم نیازمند است چرا که تنها نام فیلم یا نام کارگردان نمیتواند اطلاعات کافی را برای صدور یا عدم صدور مجوز به دست دهد.
ضابطه وزیر ارشاد در عمل به این معنا است که تولیدکنندگان فیلمهای خارجی باید فیلمنامههای خود را به وزارت ارشاد ارائه دهند، سانسور وزارت ارشاد را پذیرفته و ضوابط وزارت ارشاد را در زمینه داستان و پوشش بازیگران رعایت کنند.
پیش از نمایش فیلم «مجموعه دروغها»اعلام شد که تولیدکننده فیلم، به اصرار خانم فراهانی، که به ادامه کار هنری خود در ایران دلبسته است، نقش او را در فیلمنامه با موازین وزارت ارشاد هماهنگ کرده و «خانم فراهانی که در این فیلم نقش پرستاری عراقی را بازی میکند با حجاب اسلامی ظاهر شده و حتی از دست دادن با بازیگر مرد فیلم خودداری میکند».
تغییر فیلمنامه به خواست یک بازیگر گمنام در سطح جهانی، که با رقابت فشرده بازیگران کشورهای اسلامی دیگر نیز روبهرو است، رخدادی نادر است و در این مورد نیز پیشنهادهای بازیگر ایرانی با فیلمنامه هماهنگ بودهاست اما اگر بازیگران ایرانی در هر فیلمی بخواهند این ضوابط را مطرح کنند، خود به خود عرصه را به رقبای غیر ایرانی باخته و از بخت حضور در سینمای جهان محروم خواهند شد.
با وجود آنکه از خروج خانم فراهانی هنگامی که برای بررسی قرارداد دیگری عازم سفر بود، جلوگیری شد، تنها پس از «احضار و بازجویی» به او اجازه دادند که برای شرکت در مراسم نمایش افتتاحیه فیلم از کشور خارج شود.
این تحولات سینمای جهانی را در هر دو عرصه فیلمها و سریالهای پرفروش کلیشهای و فیلمهای با ارزش هنری، به خلق آثاری سوق دادهاست که از این رخدادها چون پسزمینه یا درون مایه اصلی داستان خود بهره میگیرند.
روسری یا تضادی حل ناشدنی؟
موکول کردن حضور بازیگران ایرانی در فیلمهای خارجی به کسب مجوز وزارت ارشاد، حتی اگر قانونی میبود، غیرعملی و تعلیق به محال است
از نسل اول بازیگران مهاجر ایرانی، که بر زبان کشور میزبان تسلط نداشتند، جز یکی دو نفر چون خانم شهره آغداشلو، و آن هم در این اواخر که سینمای جهانی به حضور بازیگران برآمده از کشورهای اسلامی نیازمند شد، به سینمای جهان راه نیافتند.
اما با تحول درون مایه داستان فیلمها زمینهای مساعد برای نسل جوان بازیگران سینمای ایران فراهم شدهاست و اغلب بازیگران نسل جوان یا بر زبان انگلیسی تسلط دارند یا در حد نقش خود، زن یا مردی از کشوری اسلامی، با این زبان آشنا هستند.
در پرتو این امکان بازیگران ایرانی در هر دو ژانر فیلمهای با ارزش هنری و فیلمهای پرفروش چشماندازی امید بخش پیش رو دارند اما دو راهی چشمپوشی از امکان حضور در سینمای جهانی یا مهاجرت ناخواسته، میتواند بخت و امکان فراهم شده را به تجربهای تلخ بدل کند.
چشمپوشی از امکان حضور در سینمای جهانی خودکشی هنری است اما مهاجرت، اگر به ستاره شدن یا دستکم به موفقیت بالامنجر نشود، میتواند با فرجام تلخ از دست دادن امکان کار حرفهای در وطن و یکی دو حضور در فیلمهایی منجر شود که بر اساس داستانهایی در باره تروریسم و جنگ ساخته میشوند.
محدوده نقشهای پیشبینی شده برای بازیگر مهاجر محدود است و اگر بازیگر مهاجر ایرانی، که در همین عرصه محدود نیز با رقابت فشرده بازیگران برآمده از کشورهای اسلامی روبهرو است، نتواند با کسب شهرت و موفقیت بالا، از این محدوده فرارود، امکان کار در ایران را از دست داده و در مهاجرت نیز از تداوم دلخواه زندگی حرفهای خود محروم خواهد شد.
منبع : فردا