اندکی در رابطه با کامبیز افشاری (متولد یازدهم دی ماه 1353 ) :
او تا سن سیزده سالگی در ایران ( تهران ) حضور داشت و پس از آن برای تحصیل و اقامت عازم هلند شد .وي در سن 15 سالگی با ساز گیتار در سبک کلاسیک آشنا گشت .
وي آموختن گیتار را موازی با تحصیلات خود در درشته برق ادامه داد تا اینکه با موسیقی فلامنکو آشنا گردید و به مدت 5 سال در کنسرواتوار ردتردام زیر نظر پاکو پنیا به فراگیری موسیقی فلامنکو مشغول شد . وی برای تکمیل آموخته های خود در زمینه موسیقی فلامنکو به اسپانیا سفر کرد و حدود یک سال نیز در سویل ( کریستینا هیرن ) به فراگیری و آموختن این موسیقی پرداخت
این نوازنده چندی پیش ( تير 86 ) به ایران سفر کرد و طی تماس هایی که با او داشتیم قرار ملاقاتی را با او ترتیب دادیم . مطالبی که در سطرهای آینده مطالعه خواهید کرد گفتگوي مفصلي با کامبیز افشاری نوازنده (گیتارفلامنکو) می باشد که توجه شما را به خواندن آن جلب می کنیم

»» شما یکی از نوازندگانی می باشید که با موسیقی کلاسیک فراگیری گیتار را آغاز نمودید ، چگونه به موسیقی فلامنکو علاقه مند شدید و فراگیری آن را آغاز نمودید ؟
خوب من موسیقی کلاسیک را به صورت کاملا جدی آغاز کردم و تصمیم داشتم با پیگیری آن وارد کنسرواتوار بشوم ولی چون مدت کوتاهی بود که فراگیری موسیقی کلاسیک را آغاز کرده بودم نتوانستم وارد کنسرواتوار بشود
هنگامی که در رشته برق شروع به تحصیل کردم آنجا برای اولین بار با موسیقی فلامنکو آشنا شدم . تا به حال این موسیقی را نشنیده بودم ، اثار جیسپی کینگز را قبلا شنیده بودم و لی فکر نمی کردم فلامنکو سبک و موسیقی مجزا ، جدی و متفاوت باشد
از روز اول سعی کردم این موسیقی را با جددیت دنبال کنم . کسی که به من آموزش می داد شاگرد پاکو پنیا بود . ولی توضیحات تکمیلی در اختیار من قرار نمی داد و بیشتر به آموزش فالستا ها می پرداخت . من دوست داشتم در رابطه با این موسیقی بیشتر اطلاعات داشته باشم و برای همین شروع به گوش کردن این موسیقی کردم . من ساختار موسیقی فلامنکو را در آن زمان به درستی نمیدانستم ولی گوش دادن به موسیقی فلامنکو باعث آشنایی بیشتر با این موسیقی و ایجاد علاقه بیشتر به یادگیری در من شد
»» چگونه سطح دانش و آگاهی شما نسبت به این موسیقی افزایش یافت ؟
استاد اولی که من داشتم بسیاری از موارد مانند کمپاس را زیاد جدی نمی گرفت ، کلاس گروهی بود و سخت گیری کمتر
ولی هنگامی که وارد کنسرواتوار روتردام شدم شرایط تغیر کرد . آنها بسیار دقیق و پله به پله مطالب را آموزش می دهند . شاید حدود شش ماه فقط ضربات انگشت شصت تمرین می شد . اجازه زدن فالستا وجود نداشت و مطالب در رابطه با دستگاه ها و کمپاس آنها ، بسیار دقیق و سخت گیرانه بود .
سیستم پله به پله تدریس و بسیار سخت گیرانه مخصوص به پاکو پنیا بود که در کنسرواتوار اجرا می شد . او موارد بسیار ساده ای را شروع به تدریس می کرد و وقتی بر روی نکته ای ساده تسط پیدا می کردید به سراغ نکته ای دیگر می رفت
»» از شیوه تدریس پاکو پنیا برای ما بیشتر بگویید ؟
در شیوه پاکو پنیا شما وقتی که در گیتار زدن و ارائه تکنیک ها به حد مطلوبی رسیدید و لحن فلامنکو را به درستی بیان کردید ، آن وقت مجاز به انتخاب فالستا برای نواختن می باشید . در کنسرواتوار یک سری فالستا های از قبل تعین شده وجود دارد که حتما باید نواخته شود و پس ار آن مجاز به انتخاب فالستا ها از روی کتاب نت های مخصوص آنها می باشید . انتخاب فالستا دلخواه باید به شیوه ای باشد که بتوانید آن را به درستی بیان کنید و کمپاس آن را نیز به درستی رعایت کنید . در رعایت کردن کمپاس بسیار سخت گیر و دقیق هستند
»» شما یک سال در اسپانیا حضور داشتید . در آنجا شیوه تدریس و کلاس ها به چه شکل می باشد ؟
من در سال 2003 – 2004 به شهر سویل اسپانیا رفتم . در شهر سویل فنداسیون کریستینا هیرن قرار دارد و یکی از مدارس سازماندهی شده فلامنکو در اسپانیا می باشد که می توانید به صورت ترمی یا سالی در آن به فراگیری موسیقی فلامنکو بپردازید . در کریستینا هیرن آواز ، رقص و گیتار در کنار هم قرار دارند و از این نظر برای فراگیری فلامنکو مکان بسیار مناسبی می باشد
»» استادان شما در کریستینا هیرن چه افرادی بودند ؟

بخاطر حضور در کنسرواتوار هلند و حضور در کنار پاکو پنیا ، از لحاظ تکنیک و کمپاس مشکلی نداشتم و در آزمون ورودی در سطح پیشرفته نمره قبولی آوردم .
آزمون به این شکل بود که از من نواختن پیکادو ، کمپاس و یک همراهی آواز در سولئا توسط نینو د پورا تست گرفته شد که در آن نمره قبولی آوردم
خب شانس من این بود که آن سالی که در آنجا حضور داشتم استادان خوبی برای تدریس حضور داشتند . صبح ها با مانولو فرانکو کلاس داشتیم . او همراهی با آواز را بسیار عالی تدریس می کرد . به صورت گروهی می نشستیم . یک خواننده حضور پیدا می کرد و درس هر جلسه مربوط به یک دستگاه بود . مثلا فقط یک روز بر روی همراهی با خواننده در دستگاه تارانتا فعالیت و تمرین می کردیم
یادگیری در اسپانیا به صورت تئوری وجود ندارد ، تمرین و ممارست و انتقال سینه به سینه در اولویت قرار دارد
کلاس دیگر تکنیک های فلامنکو بود که مدرس آن میگل انخل کورتس بود . او هم آموزگار بسیار خوبی بود و بیشتر وقت کلاس های خود را صرف آموزش قطعات و تکنیک ها می کرد . در حقیقت قرار بود که این کلاس را من با نینو د پورا داشته باشم و به دلیل علاقه ام به انخل کورتس کلاسم را با او برگزار کردم . نینو د پورا کلاس های خود را با تمرین های سخت و سرعتی بر روی پبکادو شروع کرد که من اصلا با این روش موافق نبودم . انخل کورتس فالستا های زیبا و کاربردی را از خودش آموزش می داد ولی نینو د پورا قطعات خودش را آموزش می داد که آنها را با آن سرعت فقط خودش می تواند بنوازد . شاید شخصیت این دو نفر نیز برای تعین کلاس با آنها برای من تاثیر گذار بود
برای میگل انجل کورتس یادگیری دقیق فالستا ها بسیار مهم بود ولی برای نینو د پورا آنقدر مهم نبود . نمی خواهم در مورد نینو د پورا از بدی یاد کنم او استاد بسیار بزرگی است ولی انرژی و وقتی را که انجل کورتس صرف کلاس هایش می کرد نینو د پورا انجام نمی داد . نینو د پورا بعضی وقت ها در کلاس قدم میزد ، دل نمی سوزاند یا با تلفن صحبت می کرد . این کاراکتر های شخصیتی باعث شد تا بیشتر راغب باشم استادم انخل کورتس باشد
کلاسی دیگری نیز در رابطه با همراهی رقص بود که آموزش آن را ادواردو ربویا برعهده داشت
البته تا جایی که اطلاع دارم در حال حاضر انخل کورتس و مانولو فرانکو از مدرسه رفته اند و به جای آن ها اگر اشتباه نکنم پدرو سیه را آمده است
»» در رابطه با مانولو فرانکو بیشتر برای ما بگویید . او از جمله اولین افرادی بود که کتاب آموزشی فلامنکو ( Encuentro) را روانه بازار کرد ؟
بله . مانولو فرانکو را اگر بخواهید از روی آن فیلم آموزشی ( Enquentro) بشناسید شاید شناخت کاملی نسبت به او پیدا نکنید ، چون فقط سه قطعه را در آن فیلم اجرا کرده است . او یک عجوبه باورنکردنی در گیتار است این مورد در کتاب و ویدئو مشخص نیست . جدا از این مطالب او شخصیتی افتاده و بسیار صمیمی دارد . او یک انسان واقی است . مثلا به خاطر دارم او در سلف مدرسه بارها ما را مهمان کرد . در کلاس درس هر سئوالی می کردیم به خوبی پاسخ می داد به نظر من او یک نابغه است . او در همراهی آواز در اسپانیا معروف است و هميشه تعداد زيادي از خوانندگان خواستار همكاري با او مي باشند
»» در مدرسه اي كه شما در اسپانيا در آن تحصيل كرديد آيا براي سازهاي ديگر مانند كاخون ، كاستانت و يا پالماس زدن كلاس خاصي وجود داشت ؟
كاخون سازي مي باشد كه تكنيك خيلي پيچيده اي ندارد و كلاسي براي آن در مدرسه سويل در نظر گرفته نشده بود . ولي ميتوان آن را در غالب كلاس آموزش داد . بيشتر در مدرسه تمركز بر روي حفظ كمپاس و اجراي درست پالماس بود . براي درست پالماس زدن ( كف زدن ) ، تمرينات مخصوصي انجام مي داديم . فكر مي كنم كسي كه كمپاس را دقيق فراگرفته باشد به سادگي مي تواند تكنيك هاي كاخون را آموزش ببيند . پالماس زدن درست خود يك رشته مجزا مي باشد و به آن بسيار پرداخته مي شود

»» در سال هاي اخير بيشتر از گذشته شاهد حضور موسيقي جز در كنار فلامنكو بوديم كه البته مخالفان بسياري را در اسپانيا دارد و در صدر مخافان ميتوان از مانولو سانلوكار نام برد . آيا در كلاس هاي شما به مباحثي در رابطه با اين موارد پداخته مي شد ؟
بحثي كه هميشه در موسيقي فلامنكو در اسپانيا وجود دارد خالص ارائه دادن اين موسيقي مي باشد . اين مورد نه تنها در رابطه با جز فلامنكو بلكه حتا در خود فلامنكو نيز وجود دارد . مثلا يكي از استادان من در اسپانيا بسيار طرفدار سبك همراهي آواز به سبك قديمي بود .
در رابطه با اعتراض به حضور جز در فلامنكو بايد بگويم كه بعضي از اساتيد مثلا مانند سانلوكار صاحب نظر هستند و چون حالتي فلسفي نسبت به فلامنكو پيدا كرده اند نظرات خاصي را ارائه مي كنند . از طرف ديگر بعضي اساتيد معتقدند هر تركيبي كه بتواند موسيقي و حس فلامنكو را به درستي انتقال دهد زيبا و پسنديده مي باشد .
به نظر من يك نوازنده امكان دارد فالستايي اصيل از فلامنكو را ارائه دهد ولي نتواند آن حس را به درستي انتقال دهد ولي نوازنده ديگر با تركيب آكورد هاي جز در فلامنكو حسي زيبا را از فلامنكو به خوبي بيان كند . به نظر من نوازنده اي كه از بچگي با فلامنكو بزرگ شده باشد و آن را نواخته باشد بلاخره يك روز از آكورد هاي تكراري خسته مي شود و دوست دارد كاري جديد انجام دهد و نوآوري در نواختن ايجاد كند . اگر يك نوازنده اين راه را طي كرده باشد به نظر من زيباتر است تا يك نوازنده اي كه از فلامنكو شناخت كافي ندارد و به يك باره جز را با آن تركيب كند . البته اين نوع موسيقي هم مي تواند زيبايي هاي خاص خودش را داشته باشد ولي مقدار فلامنكو در آن كمتر است .
»» شما از لحاظ سليقه شخصي بيشتر طرفدار و مخاطب كدام هنرمندان در موسيقي فلامنكو مي باشيد ؟
من در ميان نوازندگان فلامنكو براي تمامي نوازندگان قديمي احترام قائل هستم و آثار آنها را گوش مي دهم ولي شخصا كار نوازندگان جديد را بيشتر مي پسندم . مثلا گوش كردن يك سي دي از توماتيتو براي من بسيار لذت بخش است . اما در رابطه با خوانندگان شخصا قدما را بيشتر دوست دارم و كارهاي آنها را مي پسندم . مثلا ترجيح مي دهم اثري از مانوئل تورره را گوش كنم تا خواننده جديدي مثل آركانخل . البته با آثار خوانندگي چون دوكنده نيز به خوبي ارتباط برقرار مي كنم .
استادي در اسپانيا به من مي گفت دليل علاقه شما به خوانندگان قديمي شايد اين باشد كه آواز زودتر از گيتار به تكامل رسيده است ، يعني اگر نوآوري هاي جديدي هم در خوانندگي صورت بگيرد ، شايد جذاب باشد ، ولي ريشه اي نيست ، اما گيتار جاي بسياري براي پيشرفت دارد

»» شما حدود 20 سال است كه مقيم هلند مي باشيد . كشوري در شمال غربي اروپا . فرهنگ شنيداري فلامنكو در آنجا به چه شكل مي باشد ؟
هلند در تاريخ روابط بسياري با اسپانيا داشته است و چون كشوري با آب هواي ابري و سرد مي باشد ، مردم بيشتر علاقه دارند كه براي تعطيلات به اسپانيا سفر كنند . در تمام دنيا ديدي اشتباه از فلامنكو وجود دارد و هلند هم نيز از اين قاعده مستثني نيست . اكثريت فكر مي كنند فلامنكو رقص سوياناس يا جيپسي كينگز مي باشد . البته در اروپا بعد از اسپانيا ، فرانسه و آلمان ، كشور هلند از لحاظ فرهنگ شنيداري فلامنكو مطرح مي باشد . در هلند بخاطر حضور كنسرواتوار فلامنكو اين موسيقي پيشرفت چشم گيري داشته است و در هر شهر نيمه بزرگ آن كلاس رقص فلامنكو وجود دارد
»» در هلند كنسرتي برگزار كرده ايد ؟
يكي از مشكلاتي كه من در هلند براي برگزاري كنسرت هميشه با آن روبرو بودم نبود خواننده مي باشد . يك خواننده از قديم وجود داشت كه من وقتي سطح كاريم به همراهي با آواز رسيد ، او ديگر حضور نداشت .
كنسرت هايي كه برگزار كردم و بيشتر مي توانم به آن افتخار كنم مربوط مي شود به بازگشتم از اسپانيا به هلند
من به همراه يكي از دوستانم كه خواننده بود و با او در اسپانيا آشنا شده بودم در كافه اي مخصوص به فلامنكو در هلند كنسرت اجرا كرديم . محل كنسرت سالن بزرگي نبود ، ولي مكاني مخصوص به اجراي موسيقي فلامنكو در هلند بود كه من و دوستم در آنجا به اجراي برنامه پرداختيم . من در فستيوال هاي مختلفي به اجراي برنامه پرداخته ام ولي هيچگاه در يك سالن بزرگ و به صورت اختصاصي به اجراي برنامه نپرداخته ام
خيلي دوست دارم در ايران به اجراي برنامه بپردازم و بارها صحبت آن با دوستان مطرح شده است . دوست دارم با خواننده در ايران به اجراي برنامه بپردازم . چون در ايران نوازندگان زيادي وجود دارند و فكر نمي كنم كار سولو جذابيت زيادي داشته باشد
البته اين كار به برنامه ريزي دقيق احتياج دارد ، چون خوانندگان مورد نظر من در اسپانيا به سرمي برند
»» اخبار فلامنكو در ايران را دنبال مي كنيد ؟ آيا مي دانيد فلامنكو در ايران طي 4 سال گذشته جهشي ده ساله را طي كرده است . كدام هنرمندان را در ايران مي شناسيد ؟

بله از طريق سايت شما و قبل از شما از طريق سايت هنر و موسيقي اخبار فلامنكو در ايران را پيگيري مي كنم . من چهار سال پيش كه به ايران آمدم با امير مفاخر آشنا شدم . او فلامنكو را به خوبي بيان مي كرد و من از نوازندگي او بسيار متعجب شدم . در آن زمان اسم بهرام آقاخان و كاوه ناصحي را شنيده بودم ولي نوازندگي آنها را نديده بودم . البته از طريق سايت يوتيوب با نوازندگي بهرام آقاخان آشنا شدم و البته فيلم هاي مهدي محققي را نيز نگاه كردم
يكي از دوستانم به نام آرام آلبومي را از بهرام آقاخان و كاوه ناصحي براي من آورد كه آواز ماتادورها نام داشت و البته بسيار جالب بود . چندي پيش هم آلبوم بهرام آقاخان به نام پرشياناس را گوش دادم كه بسيار جالب است . آلبومي فلامنكو ساخته يك ايراني
»» به نظر شما آوازي كه يك خواننده اجرا مي كند تا چه حد مي تواند در بداهه نوازي و خلق ملودي هاي جديد به نوازنده كمك كند ؟
آواز مهمترين عامل زنده نگه داشتن فلامنكو مي باشد . بسياري از گيتاريست ها علاقه بسيار فراواني به همراهي با خواننده دارند . هنگامي كه خواننده شروع به خواندن مي كند ارتباط بسيار خوبي بين او و نوازنده برقرار مي شود . آنها انرژي و حس را به هم منتقل مي كنند و باعث خلق موسيقي زيبا مي شوند ( دوئنده)
»» اگر موسيقي فلامنكو وجود نداشت طرفدار چه موسيقي بوديد ؟
احتمالا در كار موسيقي نبودم . فقط به عنوان يك مخاطب به انواع موسيقي گوش ميكردم ( با خنده )
به موسيقي اصيل ايراني ،كلاسيك ، موسيقي برزيل و پاپ علاقه مندم ولي علاقه ام به هيچ كدام به شكلي نيست كه بخواهم زندگي ام را صرف آن كنم
»» در آخر كار نظر خودتان را در مورد سايت فلامنكو نيوز بيان كنيد و اينكه هنگامي كه از طرف ما براي شما ايميل ارسال گشت ، خوشحال شديد يا ناراحت . چون چند تن از اساتيد خارج از كشور از ايميل ما ناراحت شدند و يا يكي از آنها تفكرات و برنامه هاي ما را در اختيار سايت هاي ديگر قرار داد ؟
نه چرا ناراحت شوم . البته قبل از ايميل شما با سايت شما از طريق يوتيوب آشنا شده بودم
در فلامنكو نيوز درك و فهم بالايي مشاهده ميكنم . ديگر اشتباهات گذشته در آن وجود ندارد و به هنرمندان و يا مطالب تكراري پرداخته نمي شود . هردفعه كه به سايت شما سر ميزنم از انرژي كه شما براي مطالبتان استفاده مي كنيد لذت مي برم . سايت شما به روز رساني خوبي نسبت به اخبار روز دنياي فلامنكو دارد من هميشه خبر ها و مطالب شما را به دوستانم در هلند نشان مي دهم و به آنها مي گويم ببينيد در ايران چقدر از اخبار روز دنيا فلامنكو مطلع هستند . فلامنكو يك موسيقي زنده و در حال جريان مي باشد و اطلاعات قديمي و آرشيوي كاربرد خاصي ندارد . بايد همگام با تحولات خبررساني كرد . من حس ميكنم اين سايت به خوبي از عهده اين كار برآمده است
منبع : www.flamenconews.ir