 |
|
تبليغات :
|

|
|
|
اخبار هم آواز در سايت شما :
|

برای دريافت كد جهت نمايش لينك ها و جديدترين اخبار هم آواز در وب سايت يا وبلاگ خودتان لطفا اينجا كليك نمائيد |
|
|
آمار بازديد از سايت :
|
بازديدهاي اخير:
سال:
| • 2006: |
22,136 | | • 2007: |
315,379 | | • 2008: |
2,169,763 | | • 2009: |
4,574,555 | | • 2010: |
5,931,999 | | • 2011: |
9,245,801 | | • 2012: |
831,620 | | • جمع كل: |
23,059,172 |
ميانگين:
| • هر ساعت: | 782 |
| • روزانه: |
18,766 |
| • ماهانه: |
570,801 |
| • سالانه: |
6,849,538 |
|
|
|
Who's Online :
|
در حال حاضر 191 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .
خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید . |
|
|  |
هم آواز News : «به آهستگی»1 و 2
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : یکشنبه، 16 دی ماه ، 1386 ساعت : 06:57 (1015 مشاهده)
|
|
نقدی بر اجرای ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره بیست و سوم فجر
از چندی پیش خبری مبنی بر اجرای ارکستر سمفونیک تهران در جشنواره فجر که برای نخستین بار کل رپرتوار آن اختصاص به آثار خانواده کامکار داشت، از طریق رسانه های گروهی و نیز به صورت سینه به سینه در جامعه ی موسیقایی انتشار یافت. از این رو چهارشنبه هفته گذشته به همراه تنی چند از دوستان عازم تالار وحدت شدیم تا نخستین شب از اجرای ارکستر را شاهد باشیم.
آن چه که در بدو امر و پس از انتشار خبر تعجب همگان را برانگیخت، بدعت مدیریت ارکستر سمفونیک در سپردن زمام رهبری به دست یکی از نوازندگان خود بود؛ البته پیش از این مجید انتظامی از نوازندگان برجسته ابوای ارکستر که سالهاست در ارکستر سمفونیک تهران نمینوازد، رهبری این ارکستر را به دست گرفته بود که رهبری بسیار ضعیفی را ارائه کرد و با اینکه رهبر این کنسرت ارسلان کامکار( نوازنده چیره دست ویولن و کنسرت مایستر کنونی همین ارکستر)، کمی نزد توماس کریستین داووید به آموختن رهبری پرداخته بود، در ارائه کار چیزی بیشتر از انتظامی نداشت!
باید توجه داشت که در سال های نخستین انقلاب به سبب خیل مهاجرت نوازندگان، موزیسین ها و رهبران حرفه ای به خارج از کشور، کادر حرفه ای ارکستر با کمبود شدیدی در این زمینه مواجه شد و از این رو پس از تجدید سازمان، دو تن از نوازندگان ارکستر، بیژن قادری نوازنده هورن و نادر مرتضی پور نوازنده کنترباس برای مدتی به سمت رهبری ارکستر برگزیده شدند، لیکن به هیج روی همانند پنداشتن شرایط آن روز و مقایسه مع الفارغ این دو پدیده، بخردانه نمی نماید.
جامعه فرهنگی در سال های نخستین پس از پیروزی انقلاب با شرایط بحرانی عمیق و ناپایداری فراوانی در کلیه زمینه ها مواجه بود و به قاعده در چنان اتمسفری انتخاب چنین گزینه هایی -سپردن رهبری ارکستر به دست نوازندگان- علی الاصول برای حفظ کیان آن گریز ناپذیر می نمود. در شرایطی که تعداد نوازندگان مجرب به ناگاه به سختی به مرز 30 نفر می رسید، جایی برای تصمیمی جدای از این باقی نمی ماند.
هرچند که باید به این نکته اذعان داشت که هر دوی این اشخاص-قادری و مرتضی پور- دوره هایی را در زمینه ی رهبری ارکستر، کار با باگت (چوب رهبری) و تجزیه و تحلیل پارتیتور را گذرانده بودند.
در این میان، مخاطبان جای چندین نوازنده ی قدیمی و برجسته سابق را در میان نوازندگان کنونی خالی می دیدند. سیاوش ظهیرالدینی، کریم قربانی و ... از غایبان این شب به شمار می آمدند. این نوازندگان با سابقه، این بار باید از روی صندلی های سالن، اجرای شاگردان خود را نظاره گر می بودند.
پس از مدتی ارسلان کامکار باگت به دست قدم به درون سن گذاشت و سهیل دهبستی در مقام کنسرت مایستر ارکستر ظاهر گردید. کنسرت با اجرای سوییت سمفونیک «افسانه ی سرزمین پدری ام» اثر ارسلان کامکار آغاز شد. علاقه مندان پی گیر موسیقی ارکسترال ایرانی به خوبی به خاطر دارند که این قطعه ی سمفونیک را کامکار سال ها پیش و پس از پایان تحصیلات آکادمیک خود نوشته و ضبط نموده بود.
قطعه از سه مووومان مجزا تشکیل می شد که هر یک ضمن برش و تلفیق ملودی های محلی کردی (بیشتر ملودی های کردی منطقه سقز) رنگ آمیزی های متنوع ارکسترالی را نیز در بر می گیرد. استفاده های بجا از سازهای ایرانی در کنار سازهای سمفونیک به ویژه آن که سازهای ایرانی ضمن حفظ هویت خود، غنای کنترپوانتیک خاصی را به قطعه بخشیده بودند، هنوز بدیع و جالب توجه می نمود.
اما به هر اندازه که این قطعه از نظر تکنیکی قابل قبول و به معنای دقیق کلمه حرفه ای به نظر می رسید، رهبری آهنگساز آن به همان میزان، آماتور، سطحی و بدور از شان ارکستر بود. اجرای ریتم های سه ضربی به صورت دو ضربی و ادغام همه گونه ضرب ها به صورت (آلا بریو)1 در سرتاسر قطعه بدون توجه به تندای هر قسمت، بی تردید نشانگر بی اطلاعی رهبر ارکستر از فنون رهبری بود.
در بیشتر کلاس های رهبری ارکستر، بخش مهمی از سرفصل های آموزشی به تکنیک های کاربردی دست چپ معروف به (دست قلب) اختصاص می یابد. جالب آن که در این گونه دوره ها بشدت بر عدم نشان دادن ریتم توسط دست چپ و عدم همراهی یکسان آن با دست راست تاکید می شود. حتی رهبر بزرگی چون ریچارد اشتراوس در جایی گفته بود که یک مچ قوی و آماده دست راست، برای هر اجرایی به تنهایی کفایت می کند. اما تقریبا در سرتاسر کنسرت، ارسلان کامکار، دست چپ را نه برای نشان دادن نوانس ها و دینامیک قطعات که مثل یک عضو تشریفاتی! درست همانند دست راست خود به کار می گرفت.
چنان که انتظار می رفت، متاسفانه باز هم در این برنامه به کرات شاهد ناهماهنگی سازها به ویژه بادی برنجی ها با سایر سازها و نیز کوک نادقیق ارکستر بودیم. در مجموع، اجرای ضبط شده در نوار، به وضوح اجرایی قوی تر و پر احساس تر بود و کسانی که اجرای استودیویی آن را در کاستی با همبن نام شنیده اند، صحت این مدعا را تایید خواهند نمود.
1. alla breve، که از آن گاه با عنوان cut time نیز یاد می شود، تکنیکی در کار با چوب رهبری است که در تمپو های بالا و برای جلوگیری از اشتباه نوازندگان، ضرب ها به نصف تعداد خود کاهش می یابند؛ مثلا، در تمپوی Vivace، معمولاً یک ریتم چهار چهارم را به صورت دو ضربی نمایش می دهند.
دومین قطعه ای که در قسمت نخست برنامه به اجرا درآمد، کنسرتو برای کمانچه و ارکستر اثر ارسلان کامکار بود که بر اساس تم هایی از اردشیر کامکار نوشته شده بود. تولد این قطعه به سال های ابتدایی دهه هفتاد باز می گردد و پیش از این نیز تاکنون اجراهای متعددی از آن با تکنوازی اردشیر کامکار و به رهبری رهبران مختلف به اجرا در آمده بود.
بر این اساس و بدون هیچ گونه پیش داوری، طبیعتاً شنونده، انتظار اجرایی بی نقص، یکدست و پخته ای را خواهد کشید.
اگر اجرای بسیار ضعیف نادر مشایخی از این قطعه را در جشنواره گذشته کنار بگذاریم، این بار نیز شاهد بسیاری از همان ناهماهنگی ها و کاستی های فراوان در اجرا بودیم.
قطعه ای که به کرات توسط نوازندگان همین ارکستر اجرا شده است، گویی حتی یک بار مورد آنالیز دقیق ساختاری از سوی رهبر قرار نگرفته است که هنوز شاهدیم به هنگام پیاده سازی ایده های کانون در بخشی از قطعه، ویولن سل ها به بیراهه می روند.
اجرای اردشیر کامکار نیز به نسبت اجرای سال پیش البته قابل قبول تر بود ولی ارکستر در مجموع این بار نیز اجرایی یکدست و بدون ناهماهنگی را به مخاطبان خویش عرضه نکرد، هرچند از اجرای نادر مشایخی بهتر بود.
بخش دوم برنامه پس از آنتراکت، به اجرای اثری با عنوان «منظومه ی سمفونیک مولانا» اثر هوشنگ کامکار اختصاص یافته بود که برای ارکستر سمفونیک، سولوی خواننده و گروه کر نوشته شده بود. همان ترکیبات ارکسترال مورد علاقه ی هوشنگ کامگار، که تا پیش از این آثار ارزشمندی چون "شهیدان خدایی" و "درگلستانه" را درون چنین قالبی آفریده بود. در یکی از مصاحبه های مطبوعاتی خوانده بودم که کامکار خود بر ارزشمندی این اثر جدید خود بسیار سخن رانده بود و آن را در رده آثار پیشین خود می دانست.
قطعه به نوعی بر بستر سوال و جواب سولیست و گروه کر قرار داشت. جالب بود که بر خلاف گفتار کامکار مبنی بر جاویدان شدن این اثر جدید خود، با نهایت خوش بینی این اثر را تنها می توان چرک نویس و سیاه مشق "کجایید ای شهیدان خدایی" دانست. این اثر، در نوع خود تکرار همان ارکستراسیونهای قدیمی وی و با همراهی آواز کم رمق علیرضا قربانی بود.
یکی از جلوه های بسیار غریب این اثر تاکید گروه کر بر مصرع نخست «خوش- خرامان می روی...» بود که به سبب اشکال در تلفیق شعر و موسیقی و عدم رعایت هجای آوازی، واژه ی خوش، به صورت «خشک» شنیده می شد که خود بسیار طنز آمیز می نمود!
در کنار این قضیه، اجرای ارکستر نیز با ناهماهنگی های بسیار همراه شده بود؛ اجرای سازهای بادی جوبی خصوصاً فلوت ها (با صدای اضافی مملو از هوا) و کلارینت ها (با سونوریته و کوک ضعیف)، هم چنین مشکل در محاسبه ریتم ها توسط نوازندگان ویولن سل که بسیار خارج از چهارچوب های زهی ها بر تمامی کاستی ها می افزود.
ارسلان کامکار نیز دوباره به تاسی از همان سبک عجیب خود، در هدایت ارکستر ناموفق به نظر می رسید. به هر روی در پایان اجرای ارکستر، پس از یک سری ناهماهنگی در دعوت از هوشنگ کامگار به روی سن، او به شیوه ی غریبی به روی سن پرید! شاید به نشانه اعتراض شاید ... جالب اینجاست که این اتفاق در هر دو شب تکرار شد!
در مجموع اجرای ارکستر سمفونیک در این برنامه، باز هم چیزی برای عرضه نداشت و بر بار گران این ارکستر نیز افزود. هم چنین هدایت گروه کر تهران توسط رازمیک اوحانیان بسیار ضعیف و دور از شان یک برنامه رسمی به نظر می رسد. ارکستر سمفونیک تهران گویا به آهستگی به فنای خود می اندیشد.
منبع : گفتگوي هارمونيك
|
| |
|
امتیاز دهی به اين خبر :
|
امتیاز متوسط : 0 تعداد آراء: 0
|
|
|
|
|