 |
|
تبليغات :
|

|
|
|
اخبار هم آواز در سايت شما :
|

برای دريافت كد جهت نمايش لينك ها و جديدترين اخبار هم آواز در وب سايت يا وبلاگ خودتان لطفا اينجا كليك نمائيد |
|
|
آمار بازديد از سايت :
|
بازديدهاي اخير:
سال:
| • 2006: |
22,136 | | • 2007: |
315,379 | | • 2008: |
2,169,763 | | • 2009: |
4,574,555 | | • 2010: |
5,931,999 | | • 2011: |
9,245,801 | | • 2012: |
857,560 | | • جمع كل: |
23,085,112 |
ميانگين:
| • هر ساعت: | 808 |
| • روزانه: |
19,392 |
| • ماهانه: |
589,838 |
| • سالانه: |
7,077,976 |
|
|
|
Who's Online :
|
در حال حاضر 183 مهمان و 0 کاربر در سایت حضور دارند .
خوش آمدید ، لطفا جهت عضویت در سایت فرم مخصوص عضویت را تکمیل نمائید . |
|
|  |
هم آواز News : آتيلا پسياني؛ خلاق و خستگيناپذير
ارسال شده بوسیله admin در مورخه : جمعه، 19 تیر ماه ، 1388 ساعت : 12:23 (922 مشاهده)
|
|
آتيلا پسياني يكي از نقشهاي اصلي سريال رستگاران را بازي ميكند، حضور او در اين سريال باعث شد تا نگاهي گذرا داشته باشيم به پرونده كاري اين بازيگر
سينماي ايران با همه فراز و نشيبهايي كه در طول عمر خود داشته است، واجد گنجينههايي است كه درخشششان جلوه پرتلالويي به پيكره آن بخشيده است. اين گنجينهها در ابعاد مختلف تبلور داشتهاند ازجمله بحث بازيگري. اگر قرار باشد در بين بازيگران سينماي ايران، سراغ يكي از اين گنجينهها برويم، بدون ترديد نام آتيلا پسياني در نخستين ردههاي فهرست آن قرار خواهد گرفت.
حاصل كار اين هنرمند بزرگ سينما، نمايش و آفريننده آثار هنري حجمي اغلب هم در مواجهه با صاحبنظران و كارشناسان فن و منتقدان خوش درخشيده است و هم مردم و مخاطبان عادي با وجهه او در سينما و تلويزيون برخوردي پراستقبال داشتهاند. شايد آن روز كه در ايام كودكيمان او را در مجموعه محله بروبيا ميديديم كه چگونه در نقش پسربچهاي به نام «رضا شيردل» دائما گريه ميكند يا در نقش پسر يوناني در كاخهاي باستاني همراه پدر پادشاهش قدم ميزد، تصور نميكرديم صاحب اين نقشآفرينيهاي بامزه براي قشر كودك و نوجوان، روزگاري تبديل به يكي از بزرگترين و پربينشترين بازيگران سينماي ايران خواهد شد. آتيلا پسياني سال 1336 در تهران متولد شد. وي فرزند زندهياد جميله شيخي و نيز همسر فاطمه نقوي است كه هر دو اينان از بازيگران سينما، تلويزيون و تئاتر بوده و هستند. او كار بازيگري را از دوران كودكي آغاز كرده است و اولين حضورش در اين عرصه، در نمايش حكومت زمان خان به كارگرداني ركنالدين خسروي بوده است؛ زماني كه آتيلاي كوچك تنها 11 سال داشت. از 16سالگي به صورت حرفهاي كار تئاتر را آغاز كرد و از همان زمان علاقهاش را به تئاتر تجربي نشان داد كما اين كه سالها بعد يعني در سال 1368 گروهي را تشكيل داد با نام «گروه تئاتر بازي» كه اين روند را در آن به شكل جدي دنبال كرد. او از چند سال قبل در اين موقعيت روي كارهاي بيكلام و تركيبي از مولتيمديا و كارهاي تجسمي تئاتر و زبان بدن(body language) كار ميكرد كه اجراهايي هم در اروپا و شرق آسيا و خاور دور داشته است. پسياني ليسانس بازيگري و كارگرداني تئاتر را از دانشكده هنرهاي زيبا در سال 1361 دريافت داشته است در حالي كه بازي در تئاتر را از سال 1347 و همچنين بازي در فيلم را از سال1361 با فيلم مرگ سفير حسين زندباف تجربه كرد. البته قبل از آن در سالهاي پيش از انقلاب در قسمتهايي از مجموعه لحظهها (محمد صالحعلاء) و نيز فيلم آرتيست (ابراهيم وحيدزاده) هم بازي كرده بود. آثار نمايشي كه او در حوزه تئاتر كارگرداني كرده است پرشمار است: متابوليك (1387)، كلاغ و دوچرخه (1383)، غـلـيـظ مثل عسل(1382)، نجواي خاك (1382)، كاليگولا شاعر خشونت (1382)، بحرالغرايب (1382)، بازي در گالري (1381)، سر ديگه خفه شو (1381)، گنگ خواب ديده (1379)، قهوه قجري (1379)، درددل با سگ (1379)، رستخيز (1378)، تبار خون (1377)، برف سبز (1377)، اينم از اين (1376)، آبي كه مار ميخورد و زهر ميشود (1375)، بودن يا نبودن (1373)، فاطمه عنبر (1373)، آئـورا (1372)، مـجـلس تقليد هفتخوان (1369)، اركـسـتر زنان آشويتس (1368)، هرامسا (1368) و... او همچنين گالريهايي را نيز از آثار تجسمي برپا كرده است. در يكي از آخرين گالريهايش با نام «آناتو تيغ» او با يك سري ابزارهاي پيشپاافتاده مانند سيمها و مفتولها و چيزهاي دورريز مثل تكههاي چوب، خاك و پلاستيك به ديد نمايش نگاه كرده و در كنار اجراها به كار گرفته است، اما مهمترين و شايد بهتر باشد بگوييم پرجلوهترين كارهاي او در زمينه تلويزيون و سينماست. مخاطبان تلويزيون با كارهاي پسياني در اين رسانه از طريق آثاري چون مثلآباد، راه بيپايان، زير تيغ، آخرين گناه، اولين شب آرامش، گمگشته، خانواده رضايت، ماه پنهان است، به دنبال سيمرغ، لطايفالطوايف، زارع شيكاگو، گرگها و آپارتمان آشنا هستند و البته اين جدا از بسياري فيلمها و تلهتئاترها و يا برنامههاي كودكانه سالهاي دور مانند همان محله بروبيا و محله بهداشت است. در سينما اين فهرست پرشمارتر است كه اگر بخواهيم از بين 48 فيلمي كه تا به حال در آنها نقشآفريني كرده است شاخصترينشان را نام ببريم، اين عناوين، بيش و پيش از سايرين به ذهن متبادر ميشوند: طلسم، كشتي آنجليكا، مسافران، خاكستر سبز، روز شيطان، دو زن، نسل سوخته، گاهي به آسمان نگاه كن، كارگران مشغول كارند، چه كسي امير را كشت، صداها، دوزخ برزخ بهشت و... پسياني در سينما تنها يك بازيگر نبوده است و در حـرفـههاي ديگر مانند برنامهريز، دستيار كارگردان، بازيگردان، انتخاب بازيگر، و دستيار لباس و صحنه هم كار كرده است و در اين فنون نيز نيز البته توانمندياش كم از بازيگرياش نبوده است. براي نمونه او براي دو فيلم شاخص ابراهيم حاتميكيا (آژانس شيشهاي و بوي پيراهن يوسف) مسوول گزينش بازيگر بوده است و ميتوان تصور كرد اگر بازيگران اين دو فيلم كساني جز گزينههاي پسياني بودند حاصل كار تا چه حد متفاوت و به احتمال فراوان نازل ميشد يا بازيگردانياش در بوي پيراهن يوسف تاير كاملا مشهودي داشته است. موفقيت كاري پسياني در كسب جوايز و عناوين جشنوارهاي براي بازيگري، قابل ذكر است كه البته به نظر ميرسد تعداد آنها بسيار كمتر از شايستگي اين هنرمند است.

پسياني در نقشهاي بسيار متنوع و متفاوتي بازي كرده است كه شامل نقشهاي اول و دوم مثبت و منفي با پرسوناهاي گوناگون ميشود. مرد متعصب (دو زن، شام آخر، كما)، جوان عاصي (طلسم)، روشنفكر مذهبي (خاكستر سبز، دوزخ برزخ بهشت)، لمپن بيسواد (چه كسي امير را كشت)، قشر فرودست (نسل سوخته)، آدمكش حرفهاي (روز شيطان) روانپزشك (آتشبس)، عاشق رواني (آب و آتش) و... اين ويژگي حكايت از قابليت پرتوان او براي عرضه شمايلهاي مختلف از احساسات و انگارههاي منشي و عقيدتي انسان دارد. او در جايي راجع به بحث بازيگري گفته است: «وقتي وارد پروسه بازيگري ميشويد مدام درگير آن هستيد و در نتيجه هميشه پيشنهادهاي خوبي با خودتان سر صحنه ميآوريد. تفاوت چنداني ميان نقش اصلي و مكمل نميبينم و نقش بايد بستري براي حركت در مسيري كه دلم ميخواهد داشته باشد. البته هيچ وقت از پيش فكر نكردهام كه فلان نقش را با اين گريم و اين ميميك و افه بازي كنم. اين شيوه را اصلا دوست ندارم. كاملا خنثي وارد ميشوم تا ببينم چه چيزهايي از كار، ذهنيت كارگردان و حتي اخلاق او در من رسوب ميكند و چه همبازيهايي دارم و لوكيشنها كجاست. به عنوان بازيگر بايد بتوانم اين رسوبها را نشان دهم و چيزي از بيرون با خودم نميآورم. چيزهايي كه رسوب كرده از گوشه و كنار و زوايايي بيرون ميزند و من اجرايش ميكنم. راستش خلاصه بازيگري من اين است.» پسياني چنان بازي ميكند كه در آن واحد نوع لحن، كنترل عضلات چهره، زبان بدن، شيوه نگريستن، نوع دادوستد با بازيگر طرف مقابل و... حضوري متقاعدكننده براي مخاطب نسبت به نقش تحت ايفا دارد. فرقي نميكند كه اين حضور بر چه مبنا باشد؛ در هر حال راحتنمايي بازي او براي تماشاگر واجد لحظاتي شيرين و البته پر از حساسيتهاي دراماتيك و كاراكتري است. گاهي بازي او صرفا مقابل دوربين و با دوربين است. هوشمندي مهدي كرمپور در گزينش او براي ايفاي نقش لمپن انقلابي چپ نماي بريده كه وارد هتل شده است و واكنشي بشدت بيجنبه در مقابل امكانات رفاهي آن دارد نشان از همين قابليت دارد: تكگوييهاي طولاني در عين تنوع در اجراي بازي. او مدتي را نيز در قالب مردان متعصب و دگم كه عرصه را بر همسر و اعضاي خانواده سخت گرفتهاند بازي ميكرد با اين كه ظاهر اين صفت سخت دافعهبرانگيز است، ولي نوع بازي پسياني از اين ويژگي، شمايلي منطقي و باورپذير جلوه داده بود و از منفي بودن پرسونا تا حد زيادي ميكاست و نفرت مخاطب را نه به كاراكتر كه به موقعيت جاري معطوف ميساخت. كافي بود اين نقشها را بازيگري بيبينش عهدهدار شود تا با ارائه تيپي منفي، همه پتانسيلهاي نقش را بر باد ميدهد. اين در حالي است كه پسياني يك شاهنقش نيز در كارنامه هنرياش دارد: ميشل گنجبخش به عنوان يك تروريست حرفهاي در فيلم قدرناديده بهروز افخمي يعني روز شيطان. خونسردي و سكوت پسياني در وجهه دادن به اين كاراكتر تماشاگر را به ياد جيمز فكس در فيلم درخشان روز شغال فرد زينهمان مياندازد كه عملا نقش منفي فيلم را جلوتر از نقشهاي مثبت قرار داده بود. حضور پسياني در فيلم خاكستر سبز نيز از نقاط اوج كارنامه سينمايي او است. پسياني در اين فيلم در دو نقش بازي كرد كه البته يكي بازتاب ذهني كاراكتر ديگر بيشتر جلوه ميكرد و توانايي اين بازيگر در كشاكش نوسان بين اين دو نقش، آميزهاي از عشق، ايمان، بريدگي، ناكامي و كاميابي را براي مخاطب متبادر ميساخت. اغراق نخواهد بود اگر بگوييم يكي از زيباترين جلوههاي عاشقانه در سينماي ايران با قدرت بالاي پسياني در اين فيلم ترسيم شده است.
پسياني اكنون در آستانه 52 سالگي است و از آخرين بازيهايش در جشنواره فجر زمستان پيش صداها و دوزخ برزخ بهشت را ديديم كه همچنان حكايت از توانمندي او ميكرد. براي او آرزوي موفقيت مداوم داريم تا با حضورش باز هم علاقهمندان جدي سينماي ايران را سيراب نگاه دارد.
منبع : جام حم
|
| |
|
امتیاز دهی به اين خبر :
|
امتیاز متوسط : 0 تعداد آراء: 0
|
|
|
|
|