یادداشتی از امیرحسین جلالی، ترجمهی یادداشت نویسندهی نیویورکتایمز، گپی با استون کارگردان «دابلیو»، و ترجمهی یادداشت نیویوکر دربارهی این فیلم
1- سينماي سياسي همواره مورد بيشترين طعن و اعتراض قرار داشته است، در بين عامه تماشاگران به خستهكنندگي و ملالآوري متهم است و در بين منتقدان به محافظهكاري و در نقش سوپاپ اطمينان قدرت حاكمه بودن. از سيدني لومت و سيدني پولاك تا كوستا گاوراس و كن لوچ عليرغم تواناييها، نوآوريها و نقطه قوتهاي فراواني كه داشته اند، فقط به «جرم» سياسيساز بودن آن طور كه شايسته بودهاند تحويل گرفته نشدهاند. اين باور عمومي در بين همگان شكل گرفته است كه يك سر فيلم سياسي ساختن چپنويسي و چپگويي و چپ نمايي است كه محصولش ميشود كوستاگاوراس و لوچ و سر ديگرش شلوغ بازي و هوچيگري و پوپوليسم كه نتيجهاش ميشود مايكل مور. حالا اينكه مثلا همين كن لوچ كارگرداني است كه ميتواند آن اپيزود خيرهكننده (از نظر فرم و نه فقط محتوا) در مجموعه «يازده سپتامبر» را بسازد از ياد همه ميرود. همانطور كه مثلا هيچكس آن همه شور و شوق و انگيزهاي كه مور نسبت به سينما و تصوير دارد را نميبيند.
2- اوليور استون يكي از همين سياسيسازان است. اولين كار استون در مقام كارگرداني فيلم كوتاهي بود با نام « سال گذشته در ويتنام» كه شباهتهايي هم با فيلم خوب «سال گذشته در مارین باد» آلن رنه داشت. (حتي در اسمش) «سالوادور» (1986) شروع درست و حسابي كار او بود و «جوخه» در همان سال استون را در مقام يك كارگردان تامل برانگيز تثبيت كرد. از آن سال به بعد اوليور استون دو فيلم ديگر در زمينه جنگ ويتنام ساخت(«متولد چهارم جولاي» و «بهشت و زمين»)، راجع به گروه doors و جيم موريسن کبیر فيلم ساخت(دورز- 1991) و به سوژههاي جذاب و حساسي چون قتل جان اف كندي (جيافكي- 1992)، رسوايي واترگيت (نيكسون- 1995)، بورس والاستريت (والاستريت- 1987)، رابطه خشونت و رسانهها (قاتلين بالفطره-1994)، فلسطين و روند صلح خاورميانه (راز آمريكا-2003)، فيدل كاسترو عقده حل نشدني كوبا (فرمانده- 2003 و در جستجوي فيدل- 2004)، انفجار برجهاي دوقلو (مركز تجارت جهاني- 2006) و حتي اسكندر مقدوني (اسكندر- 2004) نيز پرداخت. اين فيلمها هر كدام در موضوع و زمان ساختشان پر از نوآوري و ايدههاي جذاب و جديد بودهاند كه دقيقا به دليل همان جو منفياي كه درباور عمومي نسبت به فيلمها و فيلمسازان سياسي وجود دارد معمولا ديده نشدند. استون امسال هم يك فيلم سياسي ساخته درباره يكي از جنجاليترين و پرحاشيهترين رئيسجمهورهاي تاريخ ايالات متحده (جرج بوش پسر) با عنوان «دابليو» كه متاسفانه اصلا فيلم خوبي نيست. «دابليو» نه عمق و بداعتهاي فرمي و روايي شاهكار «جيافكي» را دارد و نه حتي وسعت دادهها و اطلاعات زندگينامهاي فيلم متوسطي چون «نيكسون» را. آش درهم جوشي است پر از سويههاي متناقض و بيارتباط با هم كه با هيچ ملاطي به هم نميچسبند، درست شبيه خود شخصيتي كه فيلم دربارهاش ساخته شده است. «دابليو» بهترين فرصت براي مخالفان فيلمهاي سياسي است كه دوباره با تاختن به اين سينما جولان بدهند، هر چند كه فيلم خوب امسال رانهاوارد يعني «فراست / نيكسون» شايد بتواند يك تنه در مقابل اين گروه ايستادگي كند.
3- فيلم سياسي چيست؟ اصلا آيا ژانر مستقلي تحت عنوان سينماي سياسي وجود دارد يا خير؟ آيا اصلا فيلمي در تاريخ سينما وجود دارد كه به نوعي يك جايي از آن به سياست گير نكند؟ آيا ميتوان فيلمي چون «شواليه تاريكي» نولان را غيرسياسيتر از مثلا «بابي» استه وز يا «ملكه» فريزر دانست؟ اصلا مگر ممكن است زندگي را از سياست تفكيك كرد تا مرز بين سينماي سياسي و غيرسياسي معلوم شود؟ اگر جواب اين سوال منفي است. پس بايد قبول كرد همه فيلمها به نوعي سياسي هستند و فقط اين ميماند كه درباره خوب يا بد بودن يك فيلم اظهارنظر كنيم. مثل بقيه تقسيمبنديهاي بيربط و بيحاصلي كه همه جاي دنيا درباره سينما شده است، اين يكي هم فقط به درد پر كردن كتابها و بولتنها و ويژهنامهها ميخورد.
به اين ترتيب اوليور استون را بايد در مقام يك كارگردان بررسي كرد. كارگرداني كه مثل همه كارگردانان بزرگ دنيا هم شاهكار دارد، هم فيلم متوسط و هم فيلم بد. در اين مسير به نظرم يك فيلم نمونهاي وجود دارد كه براي تعيين ارزش استون در مقام كارگردان خيلي به درد ميخورد: «جيافكي» محصول سال1992.
4- «جي اف كي» درباره يكي از مرموزترين و در عين حال هولناكترين وقايع تاريخ معاصر آمريكاست: ترور جان اف كندي، رئيسجمهور دموكرات ايالات متحده در سومين سال زمامدارياش. اين فيلمي است كه از روي حادثهاي واقعي و مشخصا از روي كتابي كه جيم گريسون، دادستان وقت لوئيزيانا درباره ترور كندي نوشته ساخته شده است. فيلمي كه بيش از سه ساعت زمان دارد و ريتمش آن قدر تند است كه حتي يك دقيقهاش را نميتوان از دست داد. فيلمي كه نه براي افشاگرانه بودن و يا تم سياسي حساسي كه دارد، بلكه به خاطر سينمايي بودنش مهم است. فيلمي كه كارگردان پلان به پلانش را در مشت دارد و آن قدر سوار كار است كه به تماشاگر مهلت نفس كشيدن هم نميدهد.

تيتراژ «جي اف كي» روي تصاوير مستند سخنراني آيزنهاور در سال 1961 آغاز ميشود و حدود ده دقيقه به طول ميانجامد. به سبك تيتراژهاي آثار سام پكين پاي بزرگ نام كارگردان در حساسترين لحظه روي تصوير نقش ميبندد، لحظه شليك گلولهاي كه ظاهرا كندي را به قتل رسانده از انبار كتاب. اين فيلم بر خلاف فيلمي چون «روز شغال»(زينه مان) كه به ترور ختم ميشود از ترور آغاز ميشود و به مسير تحقيقات گريسون روي ماجراي ترور و نتايج كميسيون وارن ميپردازد. سبك كارگرداني استون در اين فيلم در حد يك كلاس درس است، دكوپاژ كارگردان و فيلمبرداري رابرت ريچاردسون(فيلمبردار ثابت كارهاي استون) مثالزدني است(مثلا در صحنههايي كه سياه و سفيد گرفته و يا تشخصي كه با نورپردازي به بعضي اجزاي صحنه مثل فندك، پاكت سيگار و آرم روي لباس پليسها ميبخشد) و تلفيق تصاوير مستند و فيلمبرداريشده از كيفيت بالايي برخوردار است. انتخاب بازيگران مثل بقيه كارهاي استون از امتيازات بزرگ فيلم است. (جاني دپ «جوخه»، تام كروز «متولد چهارم جولاي» و جنيفر لوپز «U Turn» را به ياد بياوريد) گري اولدمن و كوين بيكن جوان در كنار اساتيدي چون جك لمون و والتر ماتائو قرار گرفتهاند و هريك در نقشهاي به ظاهر كوتاهشان بهترين بازي ممكن را ارائه ميدهند. دانالد ساترلند در تك سكانس البته نسبتا طولانياش، تامي لي جونز در نقش كلي شاو و جو پشي در نقش سخت ديويد فري عالياند و كوين كاستنر فيلم به خصوص در آن تكگويي طولاني سكانس دادگاه بهترين بازي عمرش را ارائه ميدهد (قطعا بهتر از فيلم بيهوده تحسينشده «با گرگها ميرقصند» / ضمن اينكه بايد يادي از دوبله اين فيلم و به خصوص نقشگويي استادانه خسروشاهي در نقش گريسون هم در پرانتز اشاره كرد).
سبك خاص كارگرداني استون در فيلم نمونهاي «جي اف كي» ميتواند مقام او را به عنوان يكي از بهترين كارگردانان حال حاضر سينماي جهان تثبيت كند و اين قضيه هيچ ربطي به اتهامات دوجانبهاي كه از سوي منتقدان مخالفي چون جي هوبرمن(كه درباره استون ميگويد: «او هميشه دوست دارد مخالف باشد.») و نيز صاحبنظران سياسي كه او را سوپاپ اطمينان دولت آمريكا ميدانند ندارد.
5- «دابليو» اصلا فيلم خوبي نيست، درست شبيه كار قبلي استاد يعني «مركز تجارت جهاني». (البته فيلم سال 2004 «اسكندر» كلي ايده و اجراي خوب و بديع داشت كه مطابق اصلي كه پيشتر گفتم و البته مسائل فرامتنياي كه به خصوص در ايران رواج داشت ديده نشد. همين قدر بدانيد كه كنت توران و ريچارد كورليس به فيلم امتياز 70 از 100 دادهاند) اما اين يادداشت كه به بهانه «دابليو» نوشته شده اداي ديني است به يكي از كارگردانان محبوبم كه همواره كمتر از استحقاقش قدر ديده و بر صدر نشسته است، يادداشتي درباره اينكه فيلم سياسي ساختن اتفاقا سختترين كار دنياست و اوليور استون كسي است كه توانسته اين كار سخت را به بهترين شكل انجام دهد.
----------------------------------------------------------------
گپی با اولیور استون کارگردان «دابلیو»
اوباما چه میکند؟
این مصاحبه توسط بنجامین اسوتکی و در سایت اینترتیمنت ویکلی قبل از به پایان رسیدن فیلمبرداری «دابلیو» آخرین ساخته کارگردان 61 ساله و اسکار برده هالیوود یعنی «اولیور استون» انجام شده است. فیلمی زندگی نامهای براساس زندگی جرج دابلیو بوش رئیسجمهور سابق آمریکا که 30 میلیون دلار هزینه داشته است. «دابلیو» همانند «جی.اف.کی» و «نیکسون» که براساس ماجراهایی واقعی از زندگی دو رئیسجمهور مهم آمریکای معاصر، یعنی جان.اف.کندی و ریچارد نیکسون ساخته شده بودند، براساس زندگی جرج دابلیو بوش پسر ساخته شد و در آخرین روزهای حضور آقای رئیسجمهور در کاخ سفید، به روی پرده رفت.
به عنوان اولین سوال اینکه صحنههای مربوط به دیک چنی را فیلمبرداری کردید؟
جالبه که این سوال را میپرسید. نمیتوانم بگویم صحنههای چه کسی، ولی قرار است بعد از گرفتن یکسری صحنه جذاب سراغ این قسمتها برویم. میدانیداین فیلمی نیست که بازیگرها به خاطر پول در آن بازی کرده باشند ولی خب بعضی وقتها پول هم میخواهند.
در روزنامهها آمده بود که قرار است رابرت دوال هم در فیلم نقشی داشته باشد؟
هیچوقت برای آن نقش به رابرت فکر نکرده بودم .فکر دیگری برای نقش داشتم.
در فیلمنامه خواندیم کسی هست که اخبار را به روزنامهها میدهد؟
روزنامهها فیلمنامهای را منبع خبر قرار دادند که اولین رونوشت کار بود که یکسال وقت برده بود و تمام هم نشده بود.این واقعا کار ناشایستی است. اگر رونوشت اولیه مطلب یکی از همین تاریخ نگارها به بیرون درز پیدا کند واقعا عصبانی میشوند.چطور میشود در مورد یک فیلم از روی نسخه اولیه فیلمنامه صحبت کرد.
راستش خب خیلی از مردم فکر میکردند که این یک دروغ بزرگ است که اولیور استون قرار است فیلمی براساس زندگی جرج بوش بسازد. آن هم قبل از اینکه از کاخ سفید بیرون بیاید و دوره ریاستجمهوریاش به پایان برسد.واقعا باورنکردنی است.
هیچ دلیلی وجود ندارد که فیلم تبدیل به اثری شبیه دوره ریاستجمهوری عجیبوغریب خود بوش نشود.راستش کمی هم شوخی در فیلم هست.باید بگویم که بیشتر یک هجویه است. در یک لحظه میخواستم خیال هم در کار وارد کنم.یعنی در اصل یک زندگینامه واقعی خیالی.
به طور قطع فیلم دابلیو بحثبرانگیز خواهد شد.مخصوصا اینکه اگر شما این فیلم را قبل از نوامبر که بوش از کاخ سفید خارج میشود روانه پرده سینماها بکنید.در حقیقت فکر کنم بیشتر از جیافکی یا حتی نیکسون. چیزی در مورد این شکلگیری سیاسی بحثبرانگیز هست که نتوانید در برابرش مقاومت کنید؟!
اگر ژاندارک الان زنده بود و قرار بود که بردار آتش زده شود مطمئنا توجه من جلب میشد. اما داستان زندگی ژاندارک بارها از طرف دیگران تعریف و ساخته شده. بنابراین من این کار را نمیکنم.باید چیز جدیدی در موردش وجود داشته باشد. ما در مورد جرج بوش چیز زیادی نمیدانیم. یکسری کتاب اولیه هست. فکر کنم مثلا کتابی که ریچارد کلارکس با نام در برابر تمام دشمنان نوشته میتوانست مطلع و آغازکننده خوبی برای این کار باشد، و ما تمام کتابهای باب وودوارد را هم خواندیم. اما وودوارد به بوش خیلی سخت نگرفته. استنلی ویزر همکار فیلمنامهنویس من در فیلم دابلیو در حدود 17 کتاب در مورد بوش خواند، و جدا هم خیلی سخت کار کرد تا به حقیقت برسد.اما هنوز هم خیلی زود است.باید اجازه داد تا کتابها در سالیان دراز نوشته شود.
در مورد رقابت انتخاباتی امسال چه فیلمی خواهید ساخت؟
من خیلی جزئیات را دنبال نمیکنم. چون که ناراحتم میکند.فکر کنم اوباما روی حرفی ایستاده و به آن اعتقاد دارد که شعارش هم هست.اما رسانهها مردم را گمراه میکنند.هر کسی ممکن است از او خطائی سر بزند اگر تمام مدت زیر ذرهبین و نظارت دائمی باشد.اما اگر اوباما رئیسجمهور بشود چه میکند؟ در مورد بورس و اقتصاد چه میکند؟ چطور میخواهد از عراق خارج شود؟ در صورتی که نمیشود ازآنجا خارج شد. ما آنجا گیر کردهایم. فقط آنجا هم نیست. ما در افغانستان هم جنگی داریم که تمام نشده و البته سربازهای زیادی که در کشورها دیگر هستند. در حقیقت باز کردن همچین گرههای کوری برای هر کسی سخت و دشوار است حتی برای اوباما. من به اوباما امیدوارم و مطمئنم تلاشش را میکند. باید امیدوار باشیم. کار دیگری که از دستمان بر نمیآید.
منبع : http://farhangdaily.com/page/87-11-3/cinema.htm